زرندستان:جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی
علمی فرهنگی اجتماعی و پوشش خبری جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی:محمدعلی چراغی

  

    وبگاه جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی    

http://www.zarandestan.ir/

راه اندازی وب زرندستانِ نخستین

http://zarandestan.blogfa.com/1390/10

، در روز 20 دی 1390 صورت گرفت که با مشکل رمز عبور (پس وورد) و مدیریت روبرو شد

و ناگزیر زرندستان موجود راه اندازی شد.

پیش از آن در دی ماه 1389 وبگاه جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی

را پایه گذاری کرده بودیم که همچنان فعّال است و اخبارِ آن در پیوند همین زرندستان درج می شود.

ذکر مأخذ و نشانی اینترنتی وبلاگ در نقل مطالب ، ضروری است.

 18 مهر 1391

 



ارسال در تاريخ سه شنبه هجدهم مهر 1391 توسط محمّدعلی چراغی

 فرهنگ و «فسد فود»،

 

هردو «ف» دارند

 

دوست مان، آقای رضا ذاکری نژاد، کارشناس پیشینِ اداره ی فرهنگ و

ارشاد اسلامی زرندیه، با خواندنِ یادداشت و تظلّم نامه ای که برای این

اداره خطاب به مسؤولان محترم، در وب زرندستان نوشتیم، چنین پیامی

(کامنت) برای ما نگاشته اند:

« درد فرهنگ داشتن .... کاملاً به جا و ستودنی است ولی متاسفانه آنکه

[آنچه البته]به جایی نرسد، فریاد است. »

[پاسخ:]

سلام ... فرهنگ، مظلوم است. با این وصف، منابع مالی یی که برای

فرهنگ، صرف می شود، هزینه محسوب نمی شود؛ بل که سرمایه گذاری

است که چندین سال بعد، نتیجه می دهد. «فسد فود» نیست که از این

سو که می پزند، بی درنگ، آدم های توی صف، آن را بخرند و اغذیه

فروشی به سود سرشاری برسد!.فرهنگ، پایه و بنیان هستی یک ملّت و

عمود خیمه ی موجودیت یک ملّت است. اما بی توجه به عمود خیمه، به

زربافت کردنِ خود خیمه می پردازیم:

 

عمودِ خیمه ی هستیِّ  ملّت و  دولت

همیشه دانش و فرهنگ بوده، و همّت

 



ارسال در تاريخ دوشنبه سوم آذر 1393 توسط محمّدعلی چراغی
زرند و مأمونيه ، در تاريخ و ادبيات

در پیوند زیر: وب زر خبر

http://zarkhabar.ir/farhangi/936-زرند-و-مأمونيه-،-در-تاريخ-و-ادبيات.html

 و وبلاگ زیر: چه خبر از زرندیه:

http://shahrezarand.blogfa.com/

 



ارسال در تاريخ دوشنبه سوم آذر 1393 توسط محمّدعلی چراغی
 

یک بانوی خیّر، از خطّه ی فرهنگ و فرّهی

 

فریدونِ فرّخ، فرشته نبود

زِمُشک و زِ عنبر سرشته نبود

به داد و دهِش یافت او نیکویی

تو داد و دهِش کن، فریدون تویی

فردوسی-شاهنامه

 

دانش آموخته ی فوق لیسانس مددکاری از دانشگاه تبریز است. پایه ی

ششم ابتدایی را که خوانده بود، به خانه ی بخت رفت. همسرش، به

اقتضای شغلش،هر از گاهی ناگزیر از رفتن به شهری از شهرهای کشور

بود و طبعاً این بانوی فرزانه، نیز همراه و همسر!

تحصیل دانش را پی گرفت و به فوق لیسانس مددکاری نایل شد.

سرانجام در سازمان بهزیستی به کار اشتغال یافت. با محرومان و نیازمندان

حشر و نشرداشت. خداوند، این توفیق را به او داد که هرچه حقوق و درآمد

دارد، در راه خدا صرف امور خیریه کند: جهیزیه برای دختران، کمک به یتیمان

و دیگر نیازمندان، مساعدت به کسانی که تحصیل می کردند، به دانشجوی

نیازمند، وووو .

اعتقاد دارد که :

بر یتیمانِ علی پرداختن

بهتر از هفتاد مسجد ساختن

از طریق کمیته ی امداد و سازمان بهزیستی هم کمک های خود را به

نیازمندان می رساند. هرگز حاضر به تبلیغ و معرّفی خود ، یا قرار گرفتن

جلوی دوربینِ رسانه های تصویری نشده است.فرهنگ و آداب و رسوم

مردم روستای خود را برای رسانه ای تعریف کرد و حاضر به ذکر نام خود و

نشان دادن تصویر خود نشد.

پرسیدم: اگر چه همه ی ما، وسیله و سبب هستیم تا کمکی را به بنده

ای از بندگان خدا برسانیم و خدا کمک های مورد نظر شما را به هرطریق

ممکن، می رساند، ولی جسارتاً، منابع مالی شما برای کمک و امداد به

دیگران، چیست؟! گفت: همه ی کسانی که در جریانِ کارهای خیر

هستند، برای من، حواله های کمک می فرستند؛ حتی از کشور های

خارج؛ از کانادا ، از فرانسه ... دانشجویی که من سالها برایش هزینه می

کردم، اکنون که تحصیلاتش به پایان رسیده و وضع مالی اش خوب شده،

ماهانه، مبالغی برای کمک به دیگران، برای من می فرستد.خدا از همه جا

برایم حواله ی کمک می فرستد.....

بانوی خیّر، در پایان، افزود: دوست داشتم، همه انسانها، بخصوص کسانی

که دارای مال و مکنت هستند،اهلِ  احسان و کرامت هم بودند و به

نیازمندان، کمک می کردند؛ اگرچه همه گونه بنده هایی هستند، اهل

کرم، اهل امساک، وووو ، دریغا که به قول معروف :

کرم داران عالم را درم نیست

دِرَم داران عالم را کرم نیست

***

از سرِ شوق و از صمیم قلب، بانوی خیّر را ستودم و دعایش کردم:

 

سلام بر همه بانوان نیک نهاد:

*

سلامم به دل های مهرآوران

سلامم به دلتنگی شاعران 

سلامم به آنان که سرشارتر

زِ شور و زِ شعر و هنر، بارور

سلامم به مهرآورانِ ادب

که بادا دل تنگ شان پُر طرب

دل و جان شان شاد و بالنده باد

دلِ تنگ شان، ناب و زاینده باد

سلام، ای تو پویایی ات شعرِ تر 

درود، ای سکونِ تو سرشارتر

سلام ای تو پاییزِ تو، صد بهار 

درود ای بهارت، بهشتی عیار

سلام ای که از خونِ دل، لعلِ ناب

فشاندی به لب های شیرین چو آب

سلامم نثار تو و کار تو

نثار تو و شوق سرشارِ تو

همه برگ و بارِ تو، سرشارِ عشق 

درخت تو گُل دارد از بارِ عشق

 کسی را که عشق است، ذات و سرشت

 همانا که جایش بود در بهشت

تو باغ و بهشتی چو زر ساختی

دل بندگان با نظر ساختی

هم، احساس و اندیشه ات سر بوَد

 همه شعر و گفتارِ برتر بوَد

به روی زمین، شور دریا توراست

همه مهر و ماه و ثریّا توراست

به مُلک نکویی ، امیری، نه زن

تبارک بگویم تویی شیرزن

که مصداق لطف و طریقت تویی

همه شوق و شورِ شریعت تویی

وکیل الرُعایا بدانم تو را

وَ هم«اِن یکاد»ی بخوانم تو را

که جان و جهان تو آباد باد

چراغی تورا در دل شاد باد

دوم آذر 1393

      

                        خوشه پروین یا ثریّا                                          ماه و ثریّا



ارسال در تاريخ یکشنبه دوم آذر 1393 توسط محمّدعلی چراغی
برق گرفتگی جان دو نفر را در شهرستان زرندیه گرفت

http://zarkhabar.ir/news/929-برق-گرفتگی-جان-دو-نفر-را-در-شهرستان-زرندیه-گرفت.html

 



ارسال در تاريخ یکشنبه دوم آذر 1393 توسط محمّدعلی چراغی
 

خبر

نشست نقد کتاب خرقان

در رسانه ها:

http://zarkhabar.ir/news/922-گزارش-تصویری-از-جلسه-نقد-کتاب-دانشنامه-خرقان.html

مجری برنامه نقد کتاب خرقان، جناب اقای دلیری،

دانش آموخته ی ارشد زبان های باستانی



ارسال در تاريخ یکشنبه دوم آذر 1393 توسط محمّدعلی چراغی
سخنان جناب آقای امیرحسینی

در نشست نقد کتاب خرقان، درباره ی شیوه پژوهش کتاب

- شیوه اصلی کار ما تحقیق پیمایشی– میدانی و در کنارش کتابخوانی بود .

- انگیزه تدوین ما : 1- پیوند زبان بومی با زبان ملی 2- شناخت دهی به

مسئولانی که ، مخصوصاً آنهایی که از جای دیگری می آیند اینجا مسئول

می شوند در ابعاد مختلف استعداد ها ، ظرفیت های مادی و معنوی

منطقه حالا خاص خرقان را عرض می کنم . خیلی از مسئولین ما خرقان را

نمی شناسند . 3- احیا و حفظ میراث معنوی و داشته هایمان . احترام به

داشته هایمان 4 – ارج نهادن به تاریخ سازان و الگو های محلی .

تا کی جوان زرندی و خرقانی باید الگوی خود را از یک استان دیگر و جای

دیگر بگیرد . می تواند از الگو های محلی خود که متعلق به خودش است

استفاده بگیرد . و نهایتاً باز کردن راه تحقیق برای جوانان . ما یک جرقه ای

زدیم . از هر خرمنی خوشه ای چیده ایم و الآن این خرمن بزرگ تر گیر آمده

و الآن در حد یک جرقه است . راه باز شده که ان شاء الله جوانتر ها ادامه

بدهند کارهای بزرگتری . هر چند که ما اینجا گفته ایم که جلد دوم پرونده

اش باز است ولی کسان دیگر هم می توانند وارد عرصه بشوند و ان شاء

الله کارهای بزرگتری انجام بدهند . و نهایتاً انتقال قلمرو شفاهی به قلمرو

مکتوب .

- بیشتر از همه دنبال این بودیم که بگوییم آقا شهرستان زرندیه ، آقا

خرقانی خودت را باور کن . 40 مشاهیر را ما در این کتاب از خرقان معرفی

کرده ایم . خرقانی که ما از آن ، اینجا صحبت می کنیم خرقان امروزی

است . یعنی اگز خرقان فرض کنید بیست سال قبل بود این 41 نفر که ما

معرفی کرده ایم شاید به بیش از اینها می رسید .

- ابعاد مختلف منطقه خرقان از بعد جغرافیایی ، اجتماعی ، تاریخی ،

طبیعی ، مردم شناسی ، فرهنگ ، ظرفیت ها و استعداد های آنجا و

سرمایه های پنهان گردشگری همه اینها معرفی شده که بلکه ان شاء الله

میدان باز شود برای سرمایه گذاران و کارهای بزرگ .



ارسال در تاريخ یکشنبه دوم آذر 1393 توسط محمّدعلی چراغی

مسؤولان محترم استان مرکزی،

به داد اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زرندیه برسند

 

اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زرندیه، با یک رییس و یک

کارمندِ دیپلمه، متولّی فرهنگ و ترویج ارزش های فرهنگی و دینی و هنری

شهرستان است. امور فرهنگی شهرستانی که حدود 60 هزار جمعیت و

چهار نقطه ی شهری دارد ، با یک رییس و یک کارمند اداره می شود. 4

شهر شامل مامونیه با بیش از 19 هزار جمعیت، و شهر های زاویه، پرندک

و خشکرود، هر یک با دست کم 6000 تن جمعیت و جمعاً با شهر رازقان

حدود 37 هزار جمعیت دارند.

آیا در کجای دنیا، یک اداره ی فرهنگی و متولّی فرهنگ، با دو تن اداره می

شود؟

در سازمان های دولتی و حتّی خصوصی، که با جمعیتی هم سروکار

ندارند، دست کم یک اداره، 5 – 6 تن کارشناس دارد. عموماً با مدارک

لیسانس و بالاتر.

خدا به داد اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زرندیه برساد.

از اداره ی کلّ فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی، با همه ی دشواری

ها و کمبود امکانات شان، مصرّاً تقاضا می کنیم که چند کارشناس امور

فرهنگی به اداره ی فرهنگ و ارشاد زرندیه، اعطا فرمایند. چه بسیار

نیروهای دانش آموخته ی بومی که بیکارند و در جست و جوی کار. یک

نیروی لیسانس، در سال با 12 میلیون تومان حقوق هم قانع است. اگرچه

بخش عمده ی هزینه های دولت، حقوق کارکنان است.

 



ارسال در تاريخ شنبه یکم آذر 1393 توسط محمّدعلی چراغی

 

  تصاویری از نشست نقد کتاب خرقان

 

           تصاویر از چپ به راست: حسین شجاعیان - حجت الاسلام عبدالله پور - احمد جوانمرد -       رحیم نیکنام - ناصر صلاح - ولی الله صفری - سید تقوی  .....    

 

این تصویر از دلیریان زرخبر

حجت الاسلام عبدالله پور - حسین شجاعیان - ؟

تصاویر : 1 - ؟ 2 - ؟  3 - ناصر صلاح، دبیر و عضو انجمن وب نگاران زرندیه

از راست: مسؤول کتابخانه عمومی شهر پرندک - تقوی خبرنگار

تصاویر بر گرفته از وب اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زرندیه،

و وبلاگ سیمرغ و با قدردانی از جناب جوانمرد



ارسال در تاريخ شنبه یکم آذر 1393 توسط محمّدعلی چراغی
 

 

قاليبافي و حِرَفِ فرشِ دستباف در زرند:

 

قاليبافي از جمله صنايع و مهارت ها و هنرهاي دستي كارگاهي ست كه از

سال 1347 به بعد در مامونيه رواج و سپس از آنجا به برخِ روستا های دیگر

، از جمله خورشید آباد ، حسین آباد ، آسیابک ،خشکرود، امیر آباد و زرند

کهنه ،تسرّی يافت . گفتنی ست که در برخِ روستاها و در میان ایل ها ،

بافتِ قالیچه هایی با نقش های شاهسون و نقش های محلیّ و بی

نقشه رواج داشت .

 در سال های 1330 تا 1336 مرحوم بانو عذرا، فخیمی، که

آموزش یافته ی قالی بافی در قم بود، فرزند مرحوم مشهدی مصیّب

فخیمی، در خانه ی خود، فرش قالی با دستگاه زمینی، می بافت. و در

سال 1336 به قم کوچ کرد و مقیم شد.

پس از آن به طور فراگیر و حرفه ای، نخستين بار در منزل بانو سكینه

فخيمي( چراغي) خواهر بانو عذرا فخیمی، از اهالي مامونيه ، كه پدر و

مادرش ساكن قم بودند و نامبرده در قم آموزش یافته بود،یک دستگاه دار

قالي نصب شد كه با نقشه ي قم بافته مي شد. وي شاگرداني تربيت

كرد و به تدريج قالي بافي در بيشتر خانه های مامونيه و برخِ از روستاهاي

زرند رواج يافت و بافت همه ي اين قالي ها ر ا همان خانم فخيمي نظارت و

بافنده ها را راهنمايي مي كرد . در سال هايي كه قاليبافي در زرند رواج

داشت ، اين صنعت یکی از منابع درآمد قابل توجهي براي خانواده ها بود

كه به مرور حذف شد و اكنون دركمتر خانه اي دار قالي هست و کمتر

کسی به قالی بافی اشتغال دارد. بجز فرزندان بانو فخیمی که تفنّنی، تابلو

فرش و قالیچه هایی می بافند.قالي هاي بافتِ زرند كه جزو قالي هاي قم

بود ، توسط تاجر و توليد كننده ي قمي (زنده یاد استاد علی رشتی زاده

کاشی، که درآبان 1393 برحمت حق پیوست) به كشورهاي آلمان و

فرانسه صادر مي شد.

 بانو سکینه فخیمی، تا چند سال پیش، نیز کم و بیش سرگرم بافت قالی بود.

 

از استاد کارانِ بافت قالی در زرند (مامونیه) به چند تن می توان اشاره کرد:

 1) دنباله در صفحات دیگر:

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه سی ام آبان 1393 توسط محمّدعلی چراغی

اسلایدر