زرندستان:جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی
پوشش خبری و مسایل جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی: علمی فرهنگی اجتماعی/محمدعلی چراغی

  

    وبگاه جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی    

http://www.zarandestan.ir/



ارسال در تاريخ سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱ توسط محمّدعلی چراغی
سمانه تیموری، شاعره ی زرندی

پس از چند سال (از حدود سال 1388) کارِ وبلاگ نویسی و درج اشعار بسیار

زیبای خود،وبلاگ خود رااز اوایل بهمن حذف کرده است و نمی دانم چرا؟

ایشان پاسخ قانع کننده ای به ما نداد. ان شاء الله اشعار خود را که چاپ کرد،

 کتاب خود رابه همه ی دوستان تقدیم خواهد کرد.



ارسال در تاريخ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی

اطلاعیه:

به آگاهی همشهری های عزیزوب نگار، می رسانیم که: وبلاگ «نیلوفرانه» که بانام و نشان اینترنتیِ «سمانه تیموری» http://samaneteimoori.blogfa.com/ در وبلاگ های تان پیوندشده است،خود بانو تیموری، از اوایل بهمن 1392 ، شخصاً حذف کرده است و از 23 بهمن به نام دیگری ثبت شده است که همان نشان را دارد و شما اگر روی آن کلیک کنید، وارد وبلاگی می شوید که هیچ ربطی به بانو تیموری ندارد. تقاضا می کنیم (تقاضای خود بانو تیموری است) که پیوند را از وبلاگ های تان، حذف فرمایید. سپاسگزاریم.



ارسال در تاريخ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی
برگزاری دومین همایش بین المللی

 پیوند های ادبی ایران و ترکیه

در اردیبهشت ماه 1393 .

فراخوان مقاله : به پیوند زیر مراجعه فرمایید :

http://abbasali-vafaie.blogfa.com/



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی

در حاشیه ی واژه ی ماه منیه

سال 1383 مقاله ای نوشتیم و واژه «مامونیه» را تغییر شکل یافته ی «ماه

 منیه» اعلام کردیم. و برای فرمانداری و استانداری فرستادیم و در نشریه

 دانشوران زرند نیز چاپ شد و یک بار هم در اسفند 1387.در سال جای

1392 یکی از همشهری ها در یک وبلاگی، نقدی نوشته بود؛ که پاسخ

 موقتی دادیم و به هرحال فعلاً ماندهاست. اینک ، خواندنِ یادداشت زیر،

 خالی از لطف نیست:

« ماه : مسکن قوم ماد را - که عراق عجم و آذربایجان بود - در ایران باستان

 ماد مینامیدند . همین کلمه است که در پهلوی و پارسی ( ونیز در تعریب )

 بصورت ماه در آمده . ابوریحان بیرونی در کتاب الجماهر ( ص 205 ) نوشته :

 ماه عبارتست از زمین جبل وماهین عبارتند از ماه بصره - که دینور باشد - و

ماه کوفه که نهاوند باشد - واغلب به ان دوماه سبذان را افزایند و جمله

راماهات نامند و بسا، نها و ند را به ماه دینار یاد کنند . ماههای مذکور

معسکر سپاهیان عرب بود ولی بعدها ماه را بمعنی شهر و ناحیه گرفتند . »

http://farsilookup.com/p2p/seek.jsp?lang=fa&word=%D9%85%D8%A7%D9%87



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی

نیکنامان مامنیه ای

قطعه شعری از آقای اسفندیار نیکنام معروف به نعمت آقا نیکنام ، که در وبلاگ جناب رحیم نیکنام، درج شده و گویا در هفته نامه ی صبح ساوه منتشر شده،ازنظر همشهری های عزیز ، می کذرد. تیرماه گذشته نیز ، آقای رحیم گفت و گویی با شاعرطنزپردازِ زرندی، کرده بود که بنده، پیامی منظوم برای شان، درج کردم و آقا رحیم به طاق نسیان سپُرد. هردو را بخوانید:

زهر هَلاهِلی است که جانَم کُنَد تَباه

فصلِ شتاء ، شتاب زده می رسد زِ راه

اِی وایِ من که نیست مرا سقف و سر پناه

نِی نفت و نِی بخاری و نِی کرسی و لحاف

ناچــار بایــدم که بــه مَطبخ بَــرَم پنــاه

از بام تا به شام زنم سگ دُو و مُدام

هشتَم به نُه گِرُو بُوَد و چهره ام سیاه

فخری و فاطی و حسن و نعمت و نقی

نِــق می زننـد در طَلبِ ژاکـت و کـلاه

زخمِ زبانِ حاجیه خانم به لعن و طعن

زهـر هَلاهِلی است که جـانم کُنَد تباه

گوشِ عزیز او که پذیرای نیست ، نیست

گَه رُبِّ گوجه خواهد و گَه فلفلِ سیاه

از موجِرِ عزیز چه گـویم که چـون اَجَل

با غُرُّ و لُند می رسد از راه نا بِـگاه

الحـق پـدر شدن ز قُماشِ منِ فقیـر

دانسته رفتن است مُعَلَّق به قَعرِ چاه

اسفندیار نیکنام از شهرستان زرندیه - شهر مامونیه

واینک پیام منظومِ تیرماه بنده (چراغی):

نیکنامان زرندی

سلام بر نیکنامان زرندی

اِلو کن بهر آنها یک سپندی*

مبادا یابد از چشم حسودان

وجود نازک آنان گزندی

همیشه حسن و نیکی شان فزون باد

مباداشان حسد از بد پسندی

رسا بادا کلام و کلک آنان

رسا چون قامت سرو بلندی

شفا از گفته ی شکّر فشانان

بجو ، هرگز مجو شهدی زِ قندی

چراغی را زِ خود هرگز میازار

چراغ از بهر تاریکی نگهدار

11 تیر 1392 

پیام برای اسفندیار و رحیم

...........................

* اِلُو، elow به گویش مامنیه،شعله ی آتش را گویند



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی

تنها شهید انقلاب زرندیه در شهر زاویه

تنها شهید انقلاب اسلامی زرند، اهل زاویه است:

مراد علی قره شیخ لو

درپیوند زیر بخوانید:

http://zaviyeh-markazi.ir/



ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی

یادداشت یکی از معلمان پیشین مامونیه و زاویه

 و استاد فعلی : دکتر عباسعلی وفایی

شهر مامونیه وزاویه برایم این روزها تداعی خاطرات  نیک ودلپذیراند جشن های پیروزی انقلاب

شکوهمند  اسلامی در دبیرستان های شریعتی وفردوسی با دوستان  عزیزی که امروز به کار خویش

 اند ودبیران گرامی ای  که هر چه داریم از نفس پر مهر انهاست وشهیدان  والامقامی که مدیون ایثار

 آنانیم .جاوید باد یاد اینان  وسلامت باد وجود آنانی که هستند .

این روزها جای  شهیدانی  چون: ضیایی،جواهری،پاکنیت،رسولی،محمدیان

  ها،مفیدیها،تشکری،دهقانی،،سرخیل ها،شایسته،تارخی،ناصری ها،وبسیاری دیگر

که چشم به شفاعتشان داریم  ، خالی است . درودشان  باد.

http://abbasali-vafaie.blogfa.com/

زرندستان : در برابر نوشته ی بالا از دکتر وفایی، در وبلاگِ ایشان، چنین پیامی درج

کردم که اکنون، قابل دسترسی و خواندن است:

سلام برحضرت استاد دکتر وفایی وفاءالعلما و الادبا

درود برشما باد که از زرندستان هم یادی فرمودید، برخلاف برخِ از آقایان که از ذکر نام و

 نشان روستا شان پرهیز می کنند. در حالی که چه بسیار روستاهایی که از صفحه

ی زمین محو شده ولی نامشان را یک دانشمند از اهالی آن ده،در تاریخ و جغرافیا،

 جاری کرده است. چراغ/ 27 بهمن 1392



ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی

معلمان مدرسه درمامنیه

محمد علی چراغی

قدیمی ترین مدرسه در مامونیه:

ياقوت حموي ( ۵۷۵-۶۲۶ هـ .ق)  در جلد 3 معجم البلدان خود ، در معرفي كوتاهي كه از زرند آورده ، عالمي را با عنوان "ابوعبدا... محمدبن الياس‌بن احمد‌بن محمد‌بن خالد زرندي شيرازي، عالم علم نحو " ، به  " شهر زرند نسبت " داده است .

متن زير ترجمه‌ي آ ن است .:

زرند: به فتح اول و دوم و نون ساكن و دال مهمله، شهري‌ست بين اصفهان و ساوه، ابوعبدا... محمدبن الياس‌بن احمد‌بن محمد‌بن خالد زرندي شيرازي، عالم علم نحو به اين شهر نسبت داده مي‌شود. "

 اباالحسن احمدبن ابراهيم‌بن احمدبن علي‌بن طلحه‌العبقسي و اباالحسين احمدبن عبدا... خرگوشي و غير از اين دو تن، شنيدند (كه) ابومحمد عبدالعزيزبن محمد نخشبي و غيره، از آن روايت كردند، پيشينيان من گفتند كه: قاضي ابوعميد عبدالكريم‌بن احمدبن‌احمدبن‌علي گرگاني در مأمونيه زرند، كه بين ري و ساوه است، در مدرسه آن را به من ابلاغ كرد . "

در این متن، اشاره به وجود مدرسه شده است و ذکر دو عالم. اگر در دوره اي – كه حتما پيش از دوره ي ياقوت پيش از سده ي ششم  بايد باشد -  از زرند يا مامونيه عالم علم نحو برخاسته باشد ، مي توان به علمي بودن اين شهر يا منطقه در آ ن دوره ي تاريخي حكم كرد و چه بسا كه شاگرداني هم تربيت كرده باشد . آ يا امكان دارد كه در اين مدت  800 سال و اندي اين منطقه خالي از چهره هاي علمي و فرهنگي باشد ؟   

یقیناً در آن مدرسه تنها علم نحو تدریس نمی شده بل که همه ی علوم دینی درس داده می شده و همه گونه عالمی در مدرسه حضور داشته اند.

 مکتب خانه ها

پیش از آن که مدرسه به سبک و سیاق نو، در مامونیه، راه اندازی شود، آموزش و تعلیم و تعلّم، مانند همه جا، به شکل مکتب خانه ای بود. حد اکثر در حد خواندن و نوشتن بود . در حد بالا تر به آموزش خواندن قرآن و گلستان سعدي و حفظ كردن نصاب الصبيان پرداخته مي شد.عموماً باسوادها، آخوند و ملّا بودند و به همین دلیل، هر باسوادی را «ملّا» می گفتند. قدیمی های ما (مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها) مدرسه را هم به زبان قدیم خود، «ملّایی» می گفتند.

آقای معین

مرحوم عبدالحسین معین، از قدیمی ترین معلم هاو مکتب دارهای مامونیه بود؛ روحانی واصالتاً اهل قم بود.طبع شعر داشت و اشعاری از آن مرحوم باقی مانده است که دردست فرزندش است. دکتر سید محمد سیادتی، نوه ی دختری ایشان است که به نفل از آیت الله ابطحی، نقل می کرد که : این همه آخوند های باسوادتر از مرحوم معین که به زرند و مامونیه، آمدند، هیچ یک به اندازه ی مرحوم معین، تعصّب دینی مبنی بر اصرار به یادگیری مردم و ترویج دین، نداشتند.از اشعار او:

هنوز، نشئه ی صهبای صبح روز الستم – که تا به شام ابد، سرخوشِ می و مستم  

علیقلی خان

علیقلی خان،معلمی بود که در دهه ی نخست 1300 بچه ی مردم را درس می داد.  آموزش به شيوه ي امروزي در مامونيه به سال 1313 باز مي گردد .

مدرسه امروزی:

حسن خان مبصری

در قديم اولين مدرسه امروزي چهار كلاسه (پس از دوران مكتب) در سال 1313 توسط يك شخص (حاج حسن مبصري) به صورت خودگردان تاسيس شد. بعدا مدرسه ي دولتي تاسيس شد. تا سال 1333 يك مدرسه ي 4 كلاسه بود، بعد به 6 كلاسه ارتقاء يافت. در سال ياد شده دوره ي اول دبيرستان تا پايه ي نهم تاسيس شد و مدرسه اي نوساز در شرق مامونيه بنا گرديد.

شيخ اكبر آ موزگار ، آموزگار 80 سال پيش

علي اكبرآموزگار ،  معروف به شيخ اكبر معلم مدرسه ي دولتي بود كه تا سال 1337 مشغول كاربود و در اين سال بازنشسته شد . در يكي از احكام  بازنشستگي وي كه تاريخ 10 بهمن 1355  دارد ، حقوق وظيفه ي ورثه ي وي مبلغ 27600 ريال تعيين شده است .

منِ نگارنده (چراغی)در پايه ي يكم درس مي خواندم و ايشان معلم پايه ي دوم بود و می دیدم که به شدّت دانش آموزاني را كه درس را نياموخته بودند تنبيه بدني مي كرد .

میرزا موسی فرزانه

مرحوم میرزا موسی فرزانه،عموماً در منطقه ی نوبران، معلمی می کرد؛در نشريه‌ي «راه دانش» ، فصل نامه‌ي تحقيقات فرهنگي هنري استان مركزي  شماره‌ي 21-22 پاييز 1384  در مقاله ا‌ي با عنوان «رجال و مشاهير نوبران ساوه» از معلّمان غيربومي نوبران هم ياد شده بود، از جمله نوشته بود : «... از فرهنگيان فرهيخته ، ميرزا عيسي فرزانه از اهالي شهر مأمونيه ، كه مي‌گويند سال‌ها در اين منطقه به تعليم و تربيت جوانان جوامع شهري و روستايي اين سرزمين پرداخته و بر اثر خدمات مؤثر خود ، به نيكوكاري و وظيفه‌شناسي شهرت داشته است. مرحوم فرزانه ، در سراسر شهرستان ساوه و در مأمونيه نيز به خوشنامي مشهور بوده و سال‌ها در پست‌هاي نسبتاً مهم فرهنگي و آموزشي ، انجام وظيفه نموده است.»

نويسنده‌ي گرامي ، اشتباهاً «ميرزا موسي فرزانه» را «ميرزا عيسي» معرفي كرده است. همه‌ي همشهري‌ها و بسياري از زرندي‌ها مرحوم ميرزا موسي فرزانه را مي‌شناسند . همّت آن مرحوم در راستاي عمران و آبادي و ارتقاي سطح فرهنگي اجتماعلي منطقه و به خصوص مأمونيه و زرند قابل تحسين بود. خدايش بيامرزاد.

اينجانب محمدعلي چراغي به خاطر مي‌آورم كه در سال 1353 ـ كه از دانشگاه در مقطع ليسانس (كارشناسي) فارغ التحصيل شده بودم، و در آن موقع شرط سرپرستي دفتر اسناد رسمي داشتن تحصيلات ليسانس بود، مرحوم ميرزا موسي فرزانه ، براي اين كه محضر پس از فوت مرحوم يدالله بيات سرمدي ، تعطيل نشود، با اصرار فراوان به اينجانب پيشنهاد پذيرفتن امتياز دفتر اسناد رسمي مأمونيه را داد، كه بنده نپذيرفتم و نهايتاً رفتم و كارمند مخابرات شدم.

معلمان از 1336 در دبستان شاپور مامونیه

علی اکبر آموزگار(شیخ اکبر) – رضوی - گلزار – یعقوب زاده -  محمد شکروی –- بهشتی – حسین توکلیان – رضا ثنایی – عباس خان نیرومند- مرتضی مروّتی – محمّد نمازی - ابوالفضل حَلَوی – یوسف مروّتی –

معلمان و دبیران دبیرستان دکترمهران مامونیه

ابوالحسن شرافت – ابوالفضل حلوی – آل طه – احمد جهانی – کیومرث بیدمشکی پور- داوود نوابی – محمد علی شاکری - مصطفی ارسنجانی – قمیسی – فرقانی – مکّی – محمد مهدی برجیسیان – مهدی قطبی – نجات – کاملی –

مدرسه مامنیه و بچه های دور و بر

بچه هاي روستاهاي اطراف تا شعاع 8-9 كيلومتري براي پايه هاي هفتم تا نهم به مامونيه مي آمدند. در مهرماه سال 1344 پايه دهم تاسيس شد، در اين دوره، دانش‌آموزان روستاهايي با فاصله‌هاي بيش از 10 و 15 كيلومتر براي پايه 10 به مأمونيه مي‌آمدند.  سال 1345 پايه ي يازدهم، سال 1347 پايه ي دوازدهم تاسيس شد. پس از آن دبيرستان و ديگر مراكز آموزشي توسعه يافت. در سال هاي اخير مدرسه ي ابتدايي و راهنمايي غير انتفاعي نيز تاسيس شده است. (1383)

 پايه ي 12 يعني سال آخر دبيرستان به مهر ماه سال 1347 باز مي گردد  .كه فقط دو تن  يكي اين جانب و ديگري همشاگردي رقيب من در سال 1348 ديپلمه شديم .

کیومرث بیدمشکی پور

مدیر دبیرستانِ 9 کلاسه ی دکتر مهران بود. مدیر مقتدر و جدّی بود و برخِ از درس ها را از جمله املا و ریاضی را درس می داد. از سال 1341 تا 1344 مدیر مدرسه بود و براثر سانحه ی موتور با کامیون درجاده ی مامونیه به جاده ی تهران ساوه (که اکنون بلوارشده و به سرِ جاده پیوند خورده است) پایش شکست و به تهران رفت و دیگر هم نیامد.آقای اسماعیل علیزاده که نماینده ی فرهنگ (آموزش و پرورش آن زمان) بود چند جلسه سرِ کلاس ریاضی آمد و به علت تأثّر از تصادف دبیر پیشین، چیزی نیاموختیم و سال پایان یافت. بعد ها آقای بیدمشکی پور به مقامات بالای آموزش و پرورش، از جمله سرپرست دانشجویان در خارج منصوب شد. سال 1360 ایشان را در وزارت آموزش و پرورش در خیابان استاد نجات اللهی دیدار کردم. در سال1370 نیز مکاتبه ای با ایشان داشتم و دیگر ایشان را نیافتم. اکنون گویا عضوهیأت امنای صندوق بازنشستگان آموزش و پرورش است .

مصطفی ارسنجانی

مصطفی ارسنجانی، دانش آموخته ی لیسانس زیست شناسی و فوق لیسانس روان شناسی از دانشگاه تهران (دانشسرای عالی – اکنون دانشگاه تربیت معلم) بود. از سال 1342 به مامونیه آمد و درس زیست شناسی و فیزیک و شیمی و بعضی سال ها، زبان انگلیسی درس می داد. دبیر بسیار باسواد و دانشمند بود و افزون بر رشته ی اصلی اش، در بسیاری از دانش ها دست داشت. با معارف اسلامی و علوم دینی نیزآشنایی داشت. پس از یک یا دو سال دبیری، رییس دبیرستان شد و تا 1348 دست کم رییس بود. پس از آن که در تهران تدریس گرفت، کم کم از مامونیه رخت بربست. اهل و ساکن رباط کریم بود. در جریان انقلاب اسلامی در رباط کریم بسیار فعال بود و پس از انقلاب نیز برای مردم رباط کریم، بسیار کار کرد و مردم او را بسیار دوست داشتند. پس از چندی بیمار شد و در آبان 1365 درگذشت و تشییع پیکر باشکوهی از او بعمل آمد و درون حرم امامزاده ی رباط کریم، زیر گنبد بخاک سپرده شد که اکنون در آنجاست .

محمد مهدی برجیسیان

استاد محمدمهدي برجيسيان ، دبير ادبيات ما از نيمه‌ي سال 1345 تا 1348 بود. زمان ايشان ما ديپلم گرفتيم. وي ليسانسيه‌ي ادبيات از دانشگاه تهران و از شاگردان استادان فروزانفر ، همايي و ... بود. نكات ارزنده‌ي بسياري در ادبيات به ما ياد داد. همه‌ي فارغ‌التحصيلان يا دانش‌آموزان آن سال‌ها (1345 تا 1350 ، بعد از ما رييس دبيرستان شد) از استاد برجيسيان به نيكي ياد مي‌كنند كه بيشترين سوادشان را مديون وي مي‌دانند. پس از سال‌ها بي‌خبري از اواخر دهه‌ي 50 تا سال 1383 (بيش از 25 سال) ، از طريق تلفن و تماس‌هاي مكرر با ادارات آموزش و پرورش تهران ، نهايتاً موفق شديم با ايشان ارتباط برقرار كنيم. در آبان 1387 در بیمارستان قلب تهران درگذشت و در اتاق سی.سی.ی.یو ایشان را دیدار کردم.

دكتر داوود نوابي

دكتر داوود نوابي ، از زمستان سال 1342 تا پايان سال تحصيلي 1347 در تنها دبيرستان مأمونيه به تدريس ادبيات و هنر اشتغال داشت. به هنگام حضور در مأمونيه ترجمه كتاب «شيطان زده»‌اش چاپ شده بود تحصيلات بعد از ديپلم خود را در فرانسه ادامه داده بود. وي در سال 1348 از دانشگاه تهران فوق ليسانس علوم تربيتي گرفت . در سال 1357 به دانشگاه كرمان منتقل شد و پس از 23 سال تدريس در آن دانشگاه در گروه زبان فرانسه و علوم تربيتي ، در سال 1381 با درجه استادياري بازنشسته شد . از استاد نوابي تاكنون بيش از 20 جلد كتاب تأليف و ترجمه انتشار يافته است .

آبي نوشته آناتول فرانس چاپ دانش تهران 1332 ـ فنا ناپذيران آگاپيا. ك. گئورگيو تهران 1352 ـ ديو در تن نوشته راديگه چاپ فرانكلين تهران 1353 ـ دو اقليم نوشته آندره موروا چاپ گلشايي تهران 1354 ـ نامه به كودكي ... اوريانا فالاچي تهران 1355 ـ تصويري در آينه نوشته هانري تروايا تهران 1356 ـ كجاوه اشك‌ها ژرژ التر چاپ اميركبير تهران 1358 ـ شيوه‌هاي برخورد با مشكلات تربيتي كودكان مجموعه مقاله (دو جلد) چاپ در مجلات پيك سال‌هاي 1358،1351 ـ تثليث نوشته لئون اوريس قرارداد با اميركبير تهران 1358 ـ آهنگ روستايي نوشته آندره ژيد تهران 1370 ـ زويگ نويسنده اتريشي و آثارش در ايران قرارداد چاپ ؛ انهدام يك قلب نوشته زويگ آماده چاپ ـ جادوگر نوشته رژه بلار نشر فانوس كرمان 1374 ـ لنگرگاه وداع كاترين گاسكن نشر فانوس كرمان 1373 ـ آموزش زبان فرانسه در ايران مقاله در نشريه دانشكده ادبيات ـ آموزش زبان فرانسه به زبان فرانسه چاپ در نشريه مركز نشر دانشگاهي .

نوشته‌ها : تاريخچه ترجمه از فرانسه به فارسي در ايران چاپ كاويان تهران 1363 ـ تراژدي در ادبيات فرانسه در قرون 18-17 ، 1369 ـ از جدايي‌ها (دفتر خاطرات) آماده چاپ ـ يادگيري زبان فرانسه در كوتاه مدت ، آماده چاپ .

اکنون با دکتر نوابی ارتباط تلفنی دارم.

معلمان از دهه ی 60 به بعد(از 1350 تا کنون)

میلادی – کرمعلی کاووسی - حسن براتی پور– محمد تیموری- صفت الله مرزوقی – محمد ابراهیم مطیع – مرتضی خیراب – غلام علی سرمدیان –کریم بیات سرمدی – شکرالله بیات سرمدی– صفر صعودی- سعادتی – رحیم نیکنام – ابراهیم ریاض الحسینی – عباس راسخ – حسن نقدی – نعمتی- احمد منادی – دانش – وکیلی – عباسعلی وفایی- داوود متدین – ابوالفضل روزبهی –

دكتر عباسعلي وفايي

 الف- مشخصات

تولد: ۱۳۴۴ بخش زرند (شهرستان زرندیه)

مدرک تحصیلی: دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

محل کار: عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

مرتبه علمی: استاد پایه ۲۳

 ب- سوابق اجرایی :۱- معاون دانشگاه الزهرا (س) ۱۳۷۹-۱۳۸۲ / رئیس دانشکده زبان وادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی۱۳۸۷-۱۳۹۲ / ۳-سرپرست دانشکده الهیات ومعارف اسلامی / ۴-سرپرست دانشکده زبان های خارجی / ۵- دبیر شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) 1376 -1392 / ۶- رئیس مرکز گسترش زبان و ادبیات فارسی( سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)1375-1387 / ۷- رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ازبکستان(1382-1385) / ۸-رییس کرسی نظریه پردازی  ادبیات وزبان شناسی(شورای عالی انقلاب فرهنگی) / ۹- معاون دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبائی1376-1379

 ج- عضویت در کمیته‌ها ی علمی وکسب جوایز علمی:

1- عضو هیأت ممیزه دانشگاه علامه طباطبایی / 2- عضو هیأت علمی کمیته زبان و ادبیات فارسی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری/3- عضو پژوهش بین الملل انتشارات سمت/4- عضو هیأ‌ت علمی جایزه جهانی جلال آل احمد /5- عضو هیأت علمی جایزه جهانی پروین اعتصامی  /6- عضو علمی جایزه کتاب فصل /7- عضو علمی کمیته آثار ماندگار(وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)/8- عضو گروه زبان وادبیات فارسی فرهنگستان زبان وادبیات فارسی/9-عضو کمیته زبان وادبیات فارسی وایران شناسی بین الملل وزارت علوم تحقیقات و فناوری /10-عضو هیات مدیره انجمن ترویج زبان فارسی/11-عضو کمیته علمی بنیاد سعدی/12-پژوهشگر اول وکسب جایزه بین المللی دکتر معین سال1390 /13-پژوهشگر برتردانشکده سال های91و92 /

 د- آثار علمی(کتاب‌ها):

1- تصحیح دیوان سلمان ساوجی(انتشارات سخن)

2- تصحیح کتاب مرادالعارفین صوفی اله یار(انتشارات سخن)

3- تصحیح کتاب مفتاح الاسرار آدینه محمد خوارزمی(انتشارات سخن)

4- تصحیح کتاب روضة خلد مجد خوافی(انتشارات سخن)

5- سفر در آینه(انتشارات سخن)

6- فرهنگ لغات مخفف(انتشارات سخن)

7- فارسی عمومی(انتشارات سخن)

8- دستور زبان فارسی(انتشارات سخن)

9- پژوهش‌های زبانی(انتشارات سخن)

10- دستور زبان کاربردی متن ادبی (انتشارات سخن)

11- بایدها و نبایدها در زبان فارسی(انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی)

12- دستور زبان فارسی (انتشارات سمت)

13- قصاید مصنوع در ادبیات فارسی(انتشارات روزنه)

14- تأثیر زبان فارسی بر زبان ازبکی(انتشارات الهدی)

15- دانشنامة زبان و ادبیات فارسی قرن بیستم ازبکستان(انتشارات الهدی)با همکاری

16- سیمای فرهنگی ازبکستان( انتشارات الهدی) با همکاری

17- واژه‌های فارسی در ازبکی(ماوراء النهر) با همکاری

18- مجموعه مقالات همایش بین المللی استادان زبان و ادبیات فارسی(میراثبان)

19- فرهنگ فارسی – ازبکی( ماورء النهر) با همکاری

20-دستور تطبیقی زبان فارسی وعربی(سخن)

21-کلبانگ آشنایی (مجموعه مقالات )شورای گسترش زبان وادبیات فارسی

22-شعرفنی وفن شعر (سخن)

23-نقد دستور (سخن)

24- فارسی ششم ابتدایی (خوانداری) با همکاری

25- فارسی ششم ابتدایی(نوشتاری)با همکاری

26-با زبان فارسی (مجموعه مقالات )با همکاری دکتر رضا مراد صحرایی انتشارات شورای گسترش زبان فارسی

27-دستور توصیفی براساس واحد های زبان فارسی (سخن)

28-نقد دستور(سخن) در شرف چاپ

 ه ـ : آثار علمی(مقاله‌های علمی و پژوهشی وترویجی)

       1-ساختمان مکررها در مثنوی مولوی ، مجله ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه تهران) ، شماره 59( علمی –پژوهشی)

2 - تحول ساختی و معنایی نفر (گوهر گویا)اصفهان ، تابستان 88 ( علمی –پژوهشی)

3-ظرفیت ترکیبی ضمایر اشاره(پژوهشهای ادبی)تربیت مدرس، پاییز  88. ( علمی –پژوهشی)

4-نقش استادان اصفهانی در اعتلای دانش دستور نویسی، مجله  دانشکده ادبیات علوم انسانی، دانشگاه اصفهانی، بهار 89. ( علمی  –پژوهشی)

  5-نگاهی به آموزش فلسفه در آسیای مرکزی، مجله حکمت و فلسفه، بهار 88. ( علمی –پژوهشی)

  6-توصیف و تطبیق قصیدة مصنوع سلمان ساوجی و حافظ علمی بن تور، مجلة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران.

7-تخفیف تکواژه‌های اشتقاقی و صرفی در زبان فارسی، دانشکدة  ادبیات دانشگاه علامه طباطبائی ، زمستان 87. ( علمی –پژوهشی)

8-تکرار مقوله‌های زبان در غزلیات شمس، دانشکدة ادبیات دانشگاه علامه طباطبائی، بهار 88. ( علمی –پژوهشی)

9-نقش عرفان و ادب در استمرار جریانات دینی در آسیای مرکزی، مجله معارف(قم). ( علمی –پژوهشی)

10- بررسی چند شگرد صرفی در غزلیات بیدل دهلوی، مجلة دانشکده ادبیات و دانشگاه علامه طباطبائی، بهار 89( علمی –پژوهشی)

11-در پرتو انوار معنوی(تحلیلی از ساختار تجربة عرفانی نور) مجلة‌عرفانی دانشگاه الزهرا، شماره 1. ( علمی –پژوهشی)

12-تکرار در زبان فارسی، گوهر گویا( اصفهان). ( علمی –پژوهشی)

13- تکرارهای همسان در نقش‌های ناهمگون، مجله ادبیات و علوم انسانی(دانشگاه سمنان) ( علمی –ترویجی)

14- بررسی چند شگر نحوی در غزلیات بیدل دهلوی،کهن نامه فارسی (پژوهشگاه علوم انسانی).سال دوم ,شماره اول 1390

   15-تناسب هنری در دو محور جانشینی وهمنشینی ,فصلنامه زبان وادبیات فارسی آزاد دهاقان,شماره ششم 1389( علمی –پژوهشی)

16-بررسی ویژگی های سبک بیدل دهلوی,فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم ونثر فارسی,زمستان 89( علمی –پژوهشی)

17-اشتراکات آموزه های اخلاقی بوستان سعدی ودیوان امام علی(ع),پژوهشنامه ادبیات تعلیمی,آزاد دهاقان,تابستان 1390( علمی –پژوهشی)

18-بررسی تحقیق وتقلید در عرفان وتصوف اسلامی,کاوش نامه زبان وادبیات فارسی دانشکاه یزد, ( علمی –پژوهشی)

19-نشئه ی خمارآزادگی ,مجله قند پارسی مرکز تحقیقات هندوستان, شماره 39و38 ,1387

20-تخفیف صامت ها در زبان فارسی,مجله علوم انسانی دانشگاه الزهرا ,1381( علمی –پژوهشی)

21-تخفیف مصوت ها در زبان فارسی مجله زبان وادب دانشکده زبان وادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی(علمی- ترویجی)

22-ویژگی های زبانی شعر رودکی مجموعه مقالات به مناسبت سال رودکی,1387,خانه کتاب تهران

23-تاثیر حافظ برادبیات ازبکی,دفتر دوازدهم,1388,شیراز

24-اخلاقیات در شعر بیدل دهلوی ),پژوهشنامه ادبیات تعلیمی,آزاد دهاقان,پاییز 91 ( علمی –پژوهشی)

25-قید ومتمم قیدی در زبان فارسی مجله پژوهشهای ادبی شماره 29و30 (نگاهی به علمی وپژوهشی)

26-نگاهی به تناسب موسیقی ومضمون در شعرقیصر امین پور مجله تخصصی سبک شناسی نظم ونثر فارسی شماره 16 تابستان 91(علمی وپژوهشی)

27-بازتاب نقد قدرت در اشعارشهاب نیریزی متن پژوهی ادبی شماره 55

۲۸-تحلیل سبک شناختی منظومه جام جم اوحدی متن پژوهی ادبی شماره 53

۲۹-اخلاقیات در شعر بیدل پژوهشنامه ادبیات تعلیمی شماره 16 سال 4پاییز 91

۳۰-بررسی تطبیقی معراجنامه های خمسه نظامی پژوهش های ادبیات  تطبیقی شماره 2 سال ۱۳۹۲ 

 زرندستان : از همشهری های عزیز، تقاضا می شود که کم و کسری ها و اشکالات را یادآور شوند.



ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی
آرمانشهر

دوستی، در وبلاگ خود، خبر برگزاری شهر ایده آل را درج فرموده بود. پیامی برایش درج کردم که چنین است: « ... فکر می کنم که هر وبلاگ یا وب گاه بهتر است یک محور و خط سیری داشته باشد. اگر وبلاگ شما مسایل شهرستان را پیگیری می کند، نیازی نیست از سمینار شهر ایده آل خبر دهد؛ مگر آن که گریزی به کربلای زرند هم بزنید. مثلاً افزون بر معرفی مؤلفه های شهر آرمانی، مشکلات شهر های زرند یا دست کم شهر خود را بیان فرمایید. جسارت ما را... 27 بهمن 1392 »

در منابع ادبی، از آرمانشهر فراوان سخن گفته شده است.کتاب های چندی ، در این حوزه موجود است.یادداشتِ زیر را بخوانیم:

شاعران، آرمانشهر را آفریدند

بشر پیوسته در جست و جوی روزی بهتر و روزگاری مرفه تر است. ظهور هر دین و آیین و گرایش انسانها بدانها، نیزحکایت از اندیشه و نیت بهروزی و بهزیستی است. یکی از مقوله های مورد بحث اندیشه مندان و مشغولیات فکریِ آنان، تحقّق جامعه ای آرمانی است که در تاریخ اندیشه، از آن با نام های «مدینه ی فاضله» و «آرمانشهر»یاد شده است وخواسته ی همه انسانها، رسیدن به آن شهرِ آرمانی است. در اندیشه ی شیعی و بسیاری از آیین ها، به ظهور مهدی اعتقاد هست و این که یک منجی می آید و عدالت و صلح و آرامش را برقرار می کند. درواقع، مؤلفه های آرمانشهر، همان عدالت و آرامش و صلح است.شهرِ آرمانی چه ویژگی هایی دارد؟

درآرمانشهر، عناصر و مقوله های مربوط به فلسفه ی سیاست، از جمله حقوق، قانون،آزادی، عدالت، مالکیت، و شیوه های اجرایی کردنِ آن، مورد نظر است.

آرمانشهر، یا مدینه ی فاضله، درمتن های دینی و اساطیری ایران باستان، در اندیشه های افلاتون، ارسطو، فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر الدین توسی، دانشمندان مسلمان و دانشمندانی دیگر هست.

ابونصر فارابی، حکیمی فرزانه از خاور ایران، اندیشه شهر آرمانی را در کتاب خود به نام "اندیشه‌های اهل مدینه فاضله" مطرح ساخت و جامعهٔ آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و در قالب مفاهیم شریعت اسلامی پی افکند. صفت "فاضله" گویای آرمان حکیم در جست و جوی جامعه کمال مطلوب بود.[1]

فارابی هدف و غایت شهر آرمانی را رسیدن به سعادت می داند سعادت، خیر مطلق است و خیر آن چیزی است که به وجهی در رسیدن انسان به خوشبختی سود افتد. سعادت مورد نظر فارابی تنها، سعادت این جهانی نیست، بلکه سعادتی است که همه زندگانی این جهانی آدمی را به وجه دلخواه تامین کند و هم رستگاری او را در جهانی دیگر تحقق بخشد. هدف و منظور از آفرینش انسان نیز، رسیدن او به سعادت است، اما لازم است که انسان، نخست سعادت را بشناسد.[2]

به چند اثر اشارتی کنیم:آرمانشهر نظامی گنجوی- اتوپیا، سنت توماس مور- آرمانشهر در اندیشه ی ایرانی، حجت الله اصیل-

برای حُسنِ ختام، اشاره ای به شعر و دیدگاهِ دکتر قیصر امین پور می کنیم:

خدا، روستا را؛ بشر، شهر را و شاعران، آرمانشهر را آفریدند، که در خواب هم خواب آن را ندیدند!

(زرندستان: این بحث را ان شاء الله پی می گیریم و نظراتِ دوستان را هم

بازتاب می دهیم و می خواهیم که در مورد آرمانشهر مامونیه، زاویه، پرندک،

خشکرود، رازقان و شهر های بعدی نظر بدهند.)


[1] http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%87%D8%B1

[2] همان



ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ توسط محمّدعلی چراغی

اسلایدر